![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟ |
|
روز اول گفته بودي ولي از تو نشنيدم توي آيينه ديروز كاش كه فردا رو ميديدم با تو عشق آمدو گم شد هر چه بود زير و زبر شد لحظه ها خالي وخسته زندگي بيهوده تر شد
عشق اولين تو بودي با تو من عشقو شناختم اي تو عشق آخرينم رفتي و درد و شناختم با تو من عشقو شناختم با تو من زندگي ساختم از كسي گلايه اي نيست اگه باختم به تو باختم گفتي از عشقم حذر كن چ ه ب د ك رد م ن ك رد م ...
|
|
+ نوشته شده در
84/09/29ساعت 18:18 توسط رضا |
|
|
يك روز شايد يك روز كه آفتاب گيسوي نقره اي دماوند پير را نوازش مي كند ،در يك غريو تندر باراني ،در يك نسيم نوازشگر بهار ،يك روز شايد همراه پرواز پرستوي عاشقي واژه لبخند به سرزمين سوخته من باز گردد ،يك روز شايد اميد كوبه در را بفشارد و سپيدي ها تمامي اين سياهي ها را پر كند. آنروز بر مردگان نيز سياه نخواهم پوشيد ،حتي بر عزيزترينشان !!! |
|
+ نوشته شده در
84/09/25ساعت 23:44 توسط رضا |
|
|
گريه كن ، گريه قشنگه گريه سهم دل تنگه گريه كن ، گريه غروره مرهم اين راه دوره سر بده آواز هق هق خالي كن دلي كه تنگه گريه كن ، گريه قشنگه گريه سهم دل تنگه بزار پروانه احساس دلتو بغل بگيره بغض كهنه رو رها كن تا دلت نفس بگيره نكنه تنها بموني دل به غصه ها بدوزي تو بشي مثل ستاره تو دل شبها بسوزي گريه كن ، گريه قشنگه گريه سهم دل تنگه گريه كن ، گريه قشنگه گریه کن ...
|
|
+ نوشته شده در
84/09/20ساعت 5:25 توسط رضا |
|
|
كدام گريه ديرتر تمام مي شود ؟ كدام گريه ديرتر به خانه مي رود ؟ كدام گريه صافتر و مهربانتر است ؟ دل كدام پرتر است ؟ كدام گريه ابر نوبهاري است و زودتر كنار مي رود ؟ كدام گريه سوي آسمان رهاتر است ولي پر است از طنين شاد "من هنوز زنده ام " ؟ خداي من كنار لالايي كدام گريه عاقبت به خواب مي روم ؟ |
|
+ نوشته شده در
84/09/14ساعت 22:27 توسط رضا |
|
|
گذشته از آن گذشتگان است و آينده از آن ماست مادام كه از آن ماست ، نگهش داريم و افكارمان را نه به روي آزار گذشته بلكه به روي كمكي كه در آينده ميتوانيم بنماييم متمركز كنيم دوست من !!!
|
|
+ نوشته شده در
84/09/10ساعت 12:11 توسط رضا |
|
|
واژه غریبی است ... واژه ای که روزها یا شاید م ماهها ست که با آن خو گرفتم که چه سخت است انتظار هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من ! خواهم ماند تنها در انتظار تو . چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو ، نمی دانم ؟ شاید که روزی بخوانند بر تو ، عشق مرا ... میدانم روزی خواهی آمد ، می دانم ... گریان نمی مانم ،خندانم برای ورودت ای عشق تنها می گویم ،همیشه در قلب منی !!! می دانم که باز خواهی گشت ... می دانم !!! |
|
+ نوشته شده در
84/09/07ساعت 12:2 توسط رضا |
|
|
گاهي تلاشها دقيقا آن چيز هايي هستند كه ما در زندگي به آنها نياز داريم . اگر
قرارباشد ما بدون برخورد به هيچ مانعي به زندگي خود ادامه دهيم زمين گير خواهيم شد. بايد بتوانيم به اندازه اي كه درتوانمان است قدرتمند و قوي شويم و براي اين كارلازم است به هر فرصتي شانس بدهيم و جايي براي پشيماني نگذاريم . |
|
+ نوشته شده در
84/09/01ساعت 21:17 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
عشق است
باز این ترانه ها را عشق است رخش سرخ بادها را عشق است عشق درگیر غروب درد است باز هم طلوع ما را عشق است آی از خانه زخم و گریه غربت بغض گشا را عشق است آی از آب و هوای بی عشق بادبان ناخدا را عشق است اهل بی مرزترین دریا باش آی اهل همه جا را عشق است از غزل باختگان می ترسم شعرهای بی هوا را عشق است ای قشنگ سازها ،آوازها روزهای بی عزا را عشق است |
| پیوندها |
|
هبوط در کویر خاکـستر بـاران دلکده |
|
RSS
|