![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟ |
|
پر کن پياله را
کين جام آتشين ديري ست ره به حال خرابم نمي برد اين جامها -که در پي هم مي شود تهي- درياي آتش است که ريزم به کام خويش، گرداب مي ربايد و، آبم نمي برد! * * * من، با سمند سرکش و جادويي شراب، تا بي کران عالم پندار رفته ام تا دشت پر ستارۀ انديشه هاي گرم تا مرز ناشناخته مرگ و زندگي تا کوچه باغ خاطره هاي گريز پا، تا شهر يادها... ديگر شراب هم جز تا کنار بستر خوابم نمي برد، * * * هان اي عقاب عشق! از اوج قله هاي مه آلود دور دست پرواز کن به دشت غم انگيز عمر من آنجا ببر مرا که شرابم نمي برد! آن بي ستاره ام که عقابم نمي برد! * * * در راه زندگي، با اينهمه تلاش و تمنا و تشنگي، با اينکه ناله مي کشم از دل که: آب... آب! ديگر فريب هم به سرابم نمي برد! پر کن پياله را ... ------------------------ فریدون مشیری |
|
+ نوشته شده در
85/08/24ساعت 17:36 توسط رضا |
|
|
بحث عدالت و فقير شدن عده اي، بحثي است كه حاكمان بايد به آن توجه كنند و حكومت به كفر ميماند، ولي به ظلم نمي ماند. اما اينكه آن عده اي كه فقير هستند، بعضا به راههاي فساد كشيده ميشوند، بحثي است كه به دين و ايمان آنها برمي گردد و اينكه متولي آن كيست،بماند . بنظر من فقر مساوي نیست با فحشاء. نظر شما چیه؟ |
|
+ نوشته شده در
85/08/14ساعت 22:44 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
عشق است
باز این ترانه ها را عشق است رخش سرخ بادها را عشق است عشق درگیر غروب درد است باز هم طلوع ما را عشق است آی از خانه زخم و گریه غربت بغض گشا را عشق است آی از آب و هوای بی عشق بادبان ناخدا را عشق است اهل بی مرزترین دریا باش آی اهل همه جا را عشق است از غزل باختگان می ترسم شعرهای بی هوا را عشق است ای قشنگ سازها ،آوازها روزهای بی عزا را عشق است |
| پیوندها |
|
هبوط در کویر خاکـستر بـاران دلکده |
|
RSS
|