تبليغاتX
جـــــــا د و
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟

 

 

 

توی تنهایی یک دشت بزرگ

که مثل غربت شب بی انتهاست

یک درخت تن سیاه سربلند

آخرین درخت سبز سرپاست

رو تنش زخمه ولی زخم تبر

نه یه قلب تیرخورده نه یه اسم

شاخه هاش پرازپرپرنده هاست

کندوی پاک دخیله و طلسم

چه پرنده ها که توی جاده کوچ

مهمون سفره سبز اون شدن

چه مسافراکه زیر چتراون

به تن خستگیشون تبر زدن

تا یه روز تو اومدی بی خستگی

با یه خورجین قدیمیه قشنگ

با تو نه سبزه نه آینه بود نه آب

یه تبر بود با تو با اهرم سنگ

.

.

.

اون درخت سربلند پرغرور

که سرش داره به خورشید میرسه

منم منم

اون درخت تن سپرده به تبر

که واسه پرنده ها دلواپسه

منم منم

من صدای سبز خاک سربی ام

صدایی که توی بهت شب دشت

نعره ای نیست ولی اوج یک صداست

.

.

.

رقص دست نرمت ای تبر به دست

با هجوم تبر گشنه و سخت

آخرین تصویر تلخ بودنه

توی ذهن سبزآخرین درخت

حالا توی شمارش ثانیه ها

کوبه های بی امون تبره

تبری که دشمن همیشه این درخت محکم و تناوره

.

.

من به فکر خستگیهای پرپرنده هام

تو بزن تبر بزن

من به فکر غربت مسافرام

آخرین ضربه رو محکمتر بزن.

 

 

+ نوشته شده در  86/05/23ساعت 12:18  توسط رضا | 
من او را رها کردم 

تا او خود را در یابد

و چقدر سخت است     عزیزترینت را رها کنی

اما من انقدر او را دوست دارم

که او را رها میخواهم برای همیشه

رها از تمامی بندهاوزنجیرها

هر چند او هیچگاه در بند من گرفتار نبود

چرا که من خود اینگونه خواستم

و هیچگاه بخاطر همیشه بودن با او برای او بندی نساختم

اما او .......

در بند خود گرفتار بود ....

ای کاش از خود رها شود

همانگونه که من با او از بند خود رها شدم

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت 20:32  توسط رضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
عشق است
باز این ترانه ها را عشق است
رخش سرخ بادها را عشق است
عشق درگیر غروب درد است
باز هم طلوع ما را عشق است
آی از خانه زخم و گریه
غربت بغض گشا را عشق است
آی از آب و هوای بی عشق
بادبان ناخدا را عشق است
اهل بی مرزترین دریا باش
آی اهل همه جا را عشق است
از غزل باختگان می ترسم
شعرهای بی هوا را عشق است
ای قشنگ سازها ،آوازها
روزهای بی عزا را عشق است

نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
پیوندها
هبوط در کویر
خاکـستر
بـاران
دلکده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


design : imjava

دوستم داشته باش بادها دلتنگند دستها بیهوده چشمها بی رنگند .دوستم داشته باش شهرها می لرزند برگها می سوزند یادها می گندند.باز شو تا پرواز سبز باش از آواز آشتی کن با رنگ عشق بازی با ساز .سیبها خشکیده یاسها پوسیده شیر هم ترسیده.دوستم داشته باش عطرها در راهند. دوستت دارم ها ،آه چه کوتاهند.دوستت خواهم داشت بیشتر از باران گرمتر از لبخند داغ چون تابستان.دوستت خواهم داشت شادتر خواهم شد نابتر، روشن تر ،بارور خواهم شد . دوستم داشته باش برگ را باور کن .آفتابی تر شو ،باغ را از بر کن.دوستم داشته باش عطرها درراهند . دوستت دارمها، آه چه کوتاهند

















Up | Down | Top | Bottom