![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟ |
|
دردیاری که درآن دوغ و دوشاب یکیست پی گوهر زچه گردی ؟زر وخاشاک یکیست عمر بیهوده تباه از چه کنی ای هوشیار راحت جان طلبان پیکر تب دار یکیست جان شیرین مرنجان برادر زین پس تن بیمار زکار و تن بیکار یکیست وای آن روز که عاشق شنود این نجوا دل شوریده یکی باشد و شیاد یکیست رهرو مدرسه و مکتب و مسجد چه شوی بر مستان سیه مدرسه و خانه خمار یکیست پاکی کعبه کجاست رند بتخانه کجا پیش چشم دغلان کعبه و بتخانه یکیست پای از حرمت ایمان به بیرون ننهم نیک دانم بهای کفرو ایمان یکیست چه کنم رنج عذاب است مرا ازوجدان قاضی محکمه و قاضی وجدان یکیست غم دل با که بگویم که چنین داد کنند مردک باده فروش میثم تمار یکیست قدحی دوغ طلب کردم و دوشابم داد گفت ای مست ندانی دوغ و دوشاب یکیست؟
|
|
+ نوشته شده در
87/04/29ساعت 22:12 توسط رضا |
|
|
نخواب اي حسرت سفره گل گندم نباش تودالوناي قصه سردرگم نخواب روبالش پرهاي پروانه كه فريادتوروكم دارن اين مردم لالالالاديگه بسه گل لاله بهارسرخ امسال مثل هرساله هنوزم تيروتركش قلبوميشناسه هنوزشب زيرسرب وچكمه ميناله نخواب آروم گل بي خاروبي كينه نمي بيني نشسته گوله توسينه آخه بارون كه نيس رگبارباروته سزاي عاشقاي خوب مااينه؟ نترس ازگوله ي دشمن گل لادن كه پوست شيره پوست سرزمين من اجاق گرم سرماي شب سنگر دليل تاسپيده رفتن ورفتن...
...نخواب آروم گل بادوم ناباور گل دلنازك خسته نگوبادولايت پرپرت كرده دلاورقدكشيدن روبگيرازسر دوباره قدبكش تااوج فواره نگواين ابربي بارون نميذاره مث ياردلاورنشكن از دشمن ببين سرميشكنه تا وقتي سرداره نذاشتن هم صدايي روبلدباشيم نذاشتن حتي با همديگه بد باشيم كتاباي سفيدودوره ميكرديم كه فكرشب كلاهي ازنمد باشيم. ....نگورفت تاهزارآفتاب هزارمهتاب نگوكوتادوباره بپريم ازخواب بخوون بامن نترس ازگوله ي دشمن بيابيرون بيابيرون ازاين مرداب نگوتقواي ماتسليم وايثاره نگوتقديرماصدتاگره داره به پيغام كلاغاي سياشك كن كه شب جزتيرگي چيزي نمي آره نخواب وقتي كه هم بغضت به زنجيره نخواب وقتي كه خون ازشب سرازيره بخوون وقتي كه خوندن معصيت داره بخوون بامن بيابامن نگوديره سكوت شيشه هاي شب غمي داره ولي خشم تومشت محكمي داره عزيزجمعه هاي عشق وآزادي كلاغ پربازي باتوعالمي داره... |
|
+ نوشته شده در
87/04/21ساعت 2:22 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
عشق است
باز این ترانه ها را عشق است رخش سرخ بادها را عشق است عشق درگیر غروب درد است باز هم طلوع ما را عشق است آی از خانه زخم و گریه غربت بغض گشا را عشق است آی از آب و هوای بی عشق بادبان ناخدا را عشق است اهل بی مرزترین دریا باش آی اهل همه جا را عشق است از غزل باختگان می ترسم شعرهای بی هوا را عشق است ای قشنگ سازها ،آوازها روزهای بی عزا را عشق است |
| پیوندها |
|
هبوط در کویر خاکـستر بـاران دلکده |
|
RSS
|